پنجشنبه 1 دی 1390

یلداتان مبارک و پر از لبخند

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    



یلدا برای بچه ها، آجیل و طعم هندونه س

ولی برا بزرگترا، یه خاطره، یه نشونه س

 

یلدا شب ولادته؛ این جوره تو نوشته ها

خورشید و دنیا می آرن، تو دل شب فرشته ها

 

فرشته های مهربون، فرشته های نازنین

از اوج ِ اوج ِ آسمون، میان پایین، روی زمین

 

شبیه دونه های برف، روی درختا می شینن

تا خورشید و بغل کنن، تا صُب یه وختا می شینن

 

قصه میگن برای هم؛ گر چه شبیه قصه نیس

قصه اون ها مثل ما، نون و پنیر وپسّه نیس

 

میگن: یه شب از آسمون پولک آبی می باره

تا دم دمای صب بشه برف حسابی می باره

 

وقتی گمون نمی کنی، ستاره ای پر می زنه

یه آفتاب مهربون، از تو افق سر می زنه

 

 

یه شب، تو اوج تیرگی، ستاره رو نشون می دن

تو دل شب، شب سیا ، صُب می شه و اذون می گن

 

می آد و مرهم می ذاره به ساقهّ ملخ زده

نماز حاجت بخونید، مردم شهر یخ زده!

 

 

 

 

 

شب یلــدا، بلندترین شب سال

و اولین روز زمستون پیشاپیش گرامی باد


سه شنبه 29 آذر 1390

مکث در زمان

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 
 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


سه شنبه 29 آذر 1390

هدیه شب یلدا به دوستان

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    




برای ورود به دیوان هر یک از این مفاخر جهانی لطف فرمایید و بر روی لینک آن کلیک فرمایید


حافظ <http://ganjoor.net/hafez/>

حافظ <http://ganjoor.net/hafez/>

خیام <http://ganjoor.net/khayyam/>

خیام <http://ganjoor.net/khayyam/>

سعدی <http://ganjoor.net/saadi/>

سعدی <http://ganjoor.net/saadi/>

فردوسی <http://ganjoor.net/ferdousi/>

فردوسی <http://ganjoor.net/ferdousi/>

مولوی <http://ganjoor.net/moulavi/>

مولوی <http://ganjoor.net/moulavi/>

نظامی <http://ganjoor.net/nezami/>

نظامی <http://ganjoor.net/nezami/>

پروین اعتصامی <http://ganjoor.net/parvin/>

پروین اعتصامی <http://ganjoor.net/parvin/>

عطار <http://ganjoor.net/attar/>

عطار <http://ganjoor.net/attar/>

سنایی <http://ganjoor.net/sanaee/>

سنایی <http://ganjoor.net/sanaee/>

وحشی <http://ganjoor.net/vahshi/>

وحشی <http://ganjoor.net/vahshi/>

رودکی <http://ganjoor.net/roodaki/>

رودکی <http://ganjoor.net/roodaki/>

ناصرخسرو <http://ganjoor.net/naserkhosro/>

ناصرخسرو <http://ganjoor.net/naserkhosro/>

منوچهری <http://ganjoor.net/manoochehri/>

منوچهری <http://ganjoor.net/manoochehri/>

فرخی سیستانی <http://ganjoor.net/farrokhi/>

فرخی <http://ganjoor.net/farrokhi/>

خاقانی <http://ganjoor.net/khaghani/>

خاقانی <http://ganjoor.net/khaghani/>

مسعود سعد سلمان <http://ganjoor.net/masood/>

مسعود سعد <http://ganjoor.net/masood/>

انوری <http://ganjoor.net/anvari/>

انوری <http://ganjoor.net/anvari/>

اوحدی <http://ganjoor.net/ouhadi/>

اوحدی <http://ganjoor.net/ouhadi/>

خواجوی کرمانی <http://ganjoor.net/khajoo/>

خواجوی کرمانی <http://ganjoor.net/khajoo/>

عراقی <http://ganjoor.net/eraghi/>

عراقی <http://ganjoor.net/eraghi/>

صائب تبریزی <http://ganjoor.net/saeb/>

صائب تبریزی <http://ganjoor.net/saeb/>

شیخ محمود شبستری <http://ganjoor.net/shabestari/>

شبستری <http://ganjoor.net/shabestari/>

جامی <http://ganjoor.net/jami/>

جامی <http://ganjoor.net/jami/>

هاتف اصفهانی <http://ganjoor.net/hatef/>

هاتف اصفهانی <http://ganjoor.net/hatef/>

ابوسعید ابوالخیر <http://ganjoor.net/abusaeed/>

ابوسعید ابوالخیر <http://ganjoor.net/abusaeed/>

ملک‌الشعرای بهار <http://ganjoor.net/bahar/>

بهار <http://ganjoor.net/bahar/>

باباطاهر عریان <http://ganjoor.net/babataher/>

باباطاهر <http://ganjoor.net/babataher/>

محتشم کاشانی <http://ganjoor.net/mohtasham/>

محتشم <http://ganjoor.net/mohtasham/>

شیخ بهایی <http://ganjoor.net/bahaee/>

شیخ بهایی <http://ganjoor.net/bahaee/>

سیف فرغانی <http://ganjoor.net/seyf/>

سیف فرغانی <http://ganjoor.net/seyf/>

فروغی بسطامی <http://ganjoor.net/forooghi/>

فروغی <http://ganjoor.net/forooghi/>

عبید زاکانی <http://ganjoor.net/obeyd/>

عبید زاکانی <http://ganjoor.net/obeyd/>

امیرخسرو دهلوی <http://ganjoor.net/khosro/>

امیرخسرو <http://ganjoor.net/khosro/>

شهریار <http://ganjoor.net/shahriar/>

شهریار <http://ganjoor.net/shahriar/>

عبدالواسع جبلی <http://ganjoor.net/jabali/>

جبلی <http://ganjoor.net/jabali/>

فخرالدین اسعد گرگانی <http://ganjoor.net/asad/>

اسعد گرگانی <http://ganjoor.net/asad/>

فیض کاشانی <http://ganjoor.net/feyz/>

فیض کاشانی <http://ganjoor.net/feyz/>

سلمان ساوجی <http://ganjoor.net/salman/>

سلمان <http://ganjoor.net/salman/>

رهی معیری <http://ganjoor.net/rahi/>

رهی <http://ganjoor.net/rahi/>

اقبال لاهوری <http://ganjoor.net/iqbal/>

اقبال <http://ganjoor.net/iqbal/>

بیدل دهلوی <http://ganjoor.net/bidel/>

بیدل <http://ganjoor.net/bidel/>

قاآنی <http://ganjoor.net/ghaani/>

قاآنی <http://ganjoor.net/ghaani/>

کسایی <http://ganjoor.net/kesayee/>

کسایی <http://ganjoor.net/kesayee/>

عرفی شیرازی <http://ganjoor.net/orfi/>

عرفی <http://ganjoor.net/orfi/>

رضی‌الدین آرتیمانی <http://ganjoor.net/razi/>

آرتیمانی <http://ganjoor.net/razi/>

خلیل‌الله خلیلی <http://ganjoor.net/khalili/>

خلیلی <http://ganjoor.net/khalili/>

نصرالله منشی <http://ganjoor.net/monshi/>

نصرالله منشی <http://ganjoor.net/monshi/>

هلالی جغتایی <http://ganjoor.net/helali/>

هلالی <http://ganjoor.net/helali/>

شاه نعمت الله ولی <http://ganjoor.net/shahnematollah/>

شاه نعمت‌الله <http://ganjoor.net/shahnematollah/>


دوشنبه 28 آذر 1390

غرور

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


آدمیزاد....

غرورش را خیلی دوست دارد،

اگر داشته باشد،

آن را از او نگیرید...

حتی به امانت نبرید...

ضربه ای هم نزنیدش،

چه رسد به شکستن یا له کردن!

آدمی غرورش را خیلی زیاد، شاید بیشتر از تمام داشته هایش، دوست

می دارد؛

حالا ببین اگر خودش، غرورش را به خاطر تو، نادیده بگیرد، چه قدر

دوستت دارد

و این را بفهم آدمیزاد .....


یکشنبه 27 آذر 1390

یک نکته خیلی کوچولو ....

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


 

دو آتش نشان وارد جنگلی می شوند تا آتش کوچکی را خاموش کنند . آخر کار وقتی از جنگل بیرون می آیند و میروند کنار رودخانه ، صورت یکی شان کثیف و خاکستر است و صورت آن یکی به شکل معصومانه ای تمیز .

سوال : کدامشان صورتش را می شوید ؟

.

.

.

اگر گفتید آنکه صورتش کثیف است اشتباه کردید ، آن که صورتش کثیف است به آن یکی نگاه می کند و فکر میکند صورت خودش هم همان طور است .

اما آن که صورتش تمیز است می بیند که سرتاپای رفیقش غبار گرفته است و به خودش  می گوید : حتما من هم کثیفم ، باید خودم را تمیز کنم .

 

از کتاب زهیر پائولو کوئیلو

 

 

حالا فکر کنیم چندین بار اتفاق افتاده که دیگران از رفتار بد ما و یا ما از رفتار بد دیگران به شستشو و پالایش روح خودمان پرداخته باشیم

 

وقتی فرد مقابل ما مهربان و خوب و دوست داشتنی نیست کمی باید به خودمان شک کنیم



یکشنبه 27 آذر 1390

کلیپ های جالب

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    



جمعه 25 آذر 1390

از حسین پناهی ...

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


"مرا ببخش

ولی آخر چگونه می‌شود عشق را نوشت ؟

می‌شنوی ؟

انگار صدای شیون می‌آید

گوش كن

می‌دانم كه هیچ كس نمی‌تواند عشق را بنویسد

اما به جای آن

می‌توانم قصه‌های خوبی تعریف كنم

گوش كن

یكی بود یكی نبود

زنی بود كه به جای آبیاری گلهای بنفشه

به جای خواندن آواز ماه خواهر من است

به جای علوفه دادن به مادیان‌های آبستن

به جای پختن كلوچه شیرین

ساده و اخمو

در سایه بوته‌های نیشكر نشسته بود و كتاب می‌خواند

صدای شیون در اوج است

می‌شنوی؟

برای بیان عشق

به نظر شما

كدام را باید خواند ؟

تاریخ یا جغرافی ؟

می‌دانی ؟

من دلم برای تاریخ می‌سوزد

برای نسل ببرهایش كه منقرض گشته اند

برای خمره‌های عسلش كه در رف‌ها شكسته‌اند

گوش كن

به جای عشق و جستجوی جوهر نیلی می‌شود چیزهای دیگر نوشت

حق با تو بود

می‌بایست می‌خوابیدم

اما مادربزرگ‌ها گفته اند

چشم‌ها نگهبان دل‌هایند

می‌دانی ؟

از افسانه‌های قدیم چیزهایی در ذهنم سایه‌وار در گذر است

كودك

خرگوش

پروانه

و من چقدر دلم می‌خواهد همه داستان‌های پروانه‌ها را بدانم كه بی‌نهایت بار درنامه‌ها و شعرها

در شعله‌ها سوختند

تا سند سوختن نویسنده‌شان باشند

پروانه‌ها

آخ

تصور كن

آن‌ها در اندیشه چیزی مبهم

كه انعكاس لرزانی از حس ترس و امید را

در ذهن كوچك و رنگارنگشان می‌رقصاند به گلها نزدیك می‌شوند

یادم می‌آید

روزگاری ساده لوحانه

صحرا به صحرا

و بهار به بهار

دانه دانه بنفشه‌های وحشی را یك دسته می‌كردم

عشق را چگونه می‌شود نوشت

در گذر این لحظات پرشتاب شبانه

كه به غفلت آن سوال بی جواب گذشت

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است

وگرنه چشمانم را می‌بستم و به آوازی گوش می‌دادم كه در آن دلی می‌خواند

من تو را

او را

كسی را دوست می‌دارم"

 

 

 

 

 

چراغ

 

بیراهه رفته بودم

آن شب

دستم را گرفته بود و می كشید

زین بعد همه عمرم را

بیراهه خواهم رفت

 

 

 

 

ما بدهکاریم

 به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند

 معذرت می خواهم چندم مرداد است ؟

 و نگفتیم

 چونکه مرداد

 گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده است

 

 

 

سیاه سیاهم

 

با زرد هماهنگم کن استاد!

 

گاه حجم یک کلاغ

 

کنتراست یک تابلو را حفظ میکند

 

 

 

جا مانده است

 چیزی جایی

كه هیچ گاه دیگر

هیچ چیز

جایش را پر نخواهد كرد

نه موهای سیاه و

نه دندانهای سفید



جمعه 25 آذر 1390

شخصیت برتر 2011 از نگاه تایم

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


مجله تایم آمریکا در تصمیمی منحصر به فرد بر خلاف سالهای گذشته فرد خاصی را به عنوان شخصیت سال انتخاب نکرد و لقب چهره سال 2011 را به پاس انقلابهای مردمی منطقه و جهان به "معترضان" اختصاص داد .


جمعه 25 آذر 1390

مرثیه ای برای گلگونه های کوچک

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


1

چشمان تو

سلام بهاری ست

در خشکسالی بیداد

که یارای دشنه گرفتن نیست اما

آواز تو

گلوله ی آغاز

که بال گشودست به جانب دیوار

دیوارها اگر که دود نگشتند

آواز پک تو

رود بزرگ میهن

این رود ، در لوت می دمد

تا در سرتاسر این جزیره ی خونین

سروها و سپیدار

سایه سار تو باشد

2

در کوچه ها

حتی اگر هجوم ملخ بود

ما با سپر به کوچه قدم می گذاشتیم

حالا که دشمن ما مخفی است

زندان

تمام کوچه های خلوت این شهر

3

شاهین من

که چشم های تو نارس

و در احاطه به خون ریز نارساست

تنها خلیقه نیست دشمن و دژخیم

هشدار

مخفی است دشمنت

بابک اگر برادر ما بود

در قتلگاه دشمن این خلق

با گونه های زرد خموشی می گرفت اما

دل بسته ایم

به گونه های تو ای امید فرداها

تو بابکی

با گونه های آتشی سرخ

4

وقتی لباس تو ریش ریش ،* در هم و پاره

وقتی که چشم های تو در حسرت دویدن و بازی

خیره مانده بود

گویا میان همهمه ی پارک

با آن صدای کودکانه به من گفتی

عریانی مرا

هرگز نه کسی گفت و نه دانست

با شانه های خمیده

بارکش بودن

5

دیوارهایی از گل که نیست

دیوارهایی از گل که نیست

با شاخه های همهمه گر ،* درهم

ا جاده

با غرشی از گل و آواز

نام ترا در سپیده بخوانند

برگردن تو سرو می آویزم

تا سرافرازی

ز سرو

بیاموزی

6

اینک که سر پناه تو می سوزد

در این حریق هرزه در ایان

به جستجوی کدام دامنه

گیرایی چه صدایی

صدای پدر

در صدای ریزش باران است

اگر چه دامنه اینجا نیست

بایست در باران

هرگز مترس

هرگز مترس

پیراهن است صدایش

پیراهن است صدایش

7

خواهی پرید دوباره شاهین کوچک ما

و پرده های سیاه دو چشمش را

کنار خواهی زد

او را دوباره تو خواهی دید

او را

که سرافراز گرفتاری ست

در این جزیره ی خونین

او را

که شورشی ست

در خون سکت ما

او رادوباره تو خواهی دید

او را که

سوار بر دشنه های گرسنه نمودند

و با دو آفتاب طلوع کرده

در دو گودی گونه

از میان بیابان

چو روح جنگل رفت

8

با دست های کوچک خود

ستاره می چینی ؟

از آسمان شهر تو آخر

ستاره خواهد ریخت

با چشم های سیاهت

که خواب می خواهند

اینک کنار خیابان

بارانی از ستاره ترا جذب کرده است

در جذبه ای

که دنبال یک ستاره ی گمنامی

مادر تو

برایت ستاره می چیند

اه را به هیئت توپی می آراید

ازی کودکانه ی تو

ای کاش رنج مادرانه ی او می سوخت

9

بر گردن تو سرو می آویزم

تا سرافرازی ز سرو بیاموزی

 

خسرو گلسرخی



پنجشنبه 24 آذر 1390

همه و همه به تو بستگی دارد ...

   نوشته شده توسط: hamzeh savaedi    


یك ستاره می تواند راهنمای قایق گمگشته ای باشد،

 

یك واژه می تواند در برگیرنده هدفی باشد،

 

یك رای می تواند سرنوشت ملتی را عوض كند،

 

یك شمع می تواند سیاهی را به در كند،

 

یك گام می تواند آغازگر یك سفر دور و دراز باشد،

 

یك كلمه می تواند آغازگر یك دعا باشد،

 

یك نوازش می تواند نشان دهنده ی مهر و محبت باشد،

 

یك قلب می تواند بر حقیقت واقف باشد،

 

یك زندگی می تواند تحولی ایجاد كند،

 

می بینی كه همه و همه به تو بستگی دارد...


تعداد کل صفحات: 93 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...