نخل های سرافراز خرمشهر

شهر من، ای شهر پیكر سوخته!
باغ و بستانت سراسر سوخته
با سموم بادها بر دامنت
بید بندهای تناور سوخته
خاطرات سبز تو دیریست دیر
با شقاقی های پرپر سوخته
روی دشت سینه خونین تو
سرو پژمرده، صنوبر سوخته
زنبق و یاس و گل و نسرین تو
در هجوم باد صرصر سوخته
ایستاده بر فراز شانه ات
نخل قد افراشته سر سوخته
در كنارت مادر از داغ پسر
خواهر از داغ برادر سوخته
در دل و در سینه و پهلوی تو
دشنه و شمشیر و خنجر سوخته
از فراق سینه سرخان شهید
اشك در چشم كبوتر سوخته
نغمه هایت در گلو خشكیده است
مثل پروازی كه در پر سوخته
نی شگفت از غصه ات در آسمان
گز هزاران مهر و اختر سوخته
غم مخور ای قهرمان شهر نجیب!
دشمنان را می به ساغر سوخته
قهرمانان تو جاویدان شدند
دشمنت با قهر داور سوخته
سبز می گردی در آغوش بهار
این بهارستان پیكر سوخته!
سیمین دخت وحیدی

![]()
.jpg)






















نامه ای از دوردستها ....

( این مطلب امروز بین ایمیل هایم بود . از خواندنش لذت بردم . شما هم بخوانید شاید در این احساس با هم شریک شدیم – کویر )
چند روز پیش با یکی از همکلاسی های دوران دانشگاه که چند سال پیش برای ادامه تحصیل به کالیفرنیا رفته بود تماس داشتم تا احوالش رو بپرسم میگفت که یک روز بعد از ظهر توی خونه تنها بودم و خیلی دلم گرفته بود و خلاصه بد جوری حال و هوای تهرون و دوستان و آشنایان به سرم زده بود .
خیلی هم به غزلیات حافظ علاقه دارم. برای همین تصمیم گرفتم چند بیتی از غزلیات این شاعر بسیار دوست داشتنی بخونم تا شاید کمی آرام شوم.
همین که کتاب حافظ رو باز کردم شعر زیر آمد . نمیدانم چون خودم دلم گرفته بود فکر میکردم که این شعر زبان حال منه یا این که واقعا این غزل در وصف من اومده بود....خلاصه دو سه بار این شعر رو با زبان دل خوندم و اشک ریختم و .......... یه کمی دلم باز شد.:و ....باز روز از نو ....و ... روزی از نو
چـرا نـه در پـی عـزم دیـار خـود بـاشـــــــــــم ؟!
چـرا نـه خـاک سـر کـوی یـار خـود بـاشــــــم ؟!
غــم غــریــبــی و غــربـت چـو بـر نـمــیتـابــم
بـه شـهـر خـود روم و شـهـریـار خـود بـاشــــــم
ز مـَـحـــرمان ســــراپــــردهی وصــــال شــــوم
ز بـنـــــــدگــان خــداونـــــدگــــــار خـود بـاشــم
چـو کـار عـمـر نـه پـیــداســت بـاری آن اَوْلـــٰی
کـه روز واقـعــــــه پـیـش نــگــار خـود بـاشــــم
ز دسـت بـخـت گــــرانخـواب و کـار بیسـامـان
گــَـرَم بـُـوَد گـلـهای ، رازدار خـود بـاشـــــــــــم
هـمـیـشـه پـیـشـهی مـن عـاشـقـی و رنـــدی بـود
دگـر بـکـوشـم و مـشـغـول کـار خـود بـاشــــــــم
بـُـوَد کـه لـطـف ازل رهـنـمـون شـود حـافـــظ !
و گــرنـه تـا بـه ابــد شـرمـسـار خـود بـاشــــــم
تو آیا ...

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

تو آیا قاصدکهای رها را دیدهای هرگز،
که از شرم نبود شادپیغامی،
میان کوچهها سرگشته میچرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی میکند
چیزی نمیخواهد

و چشمان تو آیا سورهای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟

تو از خورشید پرسیدی، چرا
بیمنت و با مهر میتابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعلههای شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شبتابی سخن گفتی
از او پرسیدهای راز هدایت، در شبی تاریک؟

تو آیا، یاکریمی دیدهای در آشیان، بیعشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیدهای، رخ از نگاه عاشقان نیمهشبها بربتاباند؟
تو آیا دیدهای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

تو آیا خواندهای با بلبلان، آواز آزادی؟

تو آیا هیچ میدانی،
اگر عاشق نباشی، مردهای در خویش؟
نمیدانی که گاهی، شانهای، دستی، کلامی را نمییابی ولیکن سینهات لبریز از عشق است…

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، دادهای آیا ؟!

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله میسازی؟

نفهمیدی چرا دلبستِ فالِ فالگیری میشوی با ذوق!
که فردا میرسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب میآید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

تو فهمیدی چرا همسایهات دیگر نمیخندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بیآبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمیتابد؟

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کردهای آیا؟

جوابم را نمیخواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیدهام در تو!
که عاشق بودهام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته میدانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته میخوانی

هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد ؟

خدا می داند، ولی ...
آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کردو نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود
... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود
سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد
خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامتاسم ما را در لیست خوب ها بنویسند
خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریحآنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم
خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیمو سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم
و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیستچرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است
بی تو ...

من همینم بی تو سایه ای سردرگم
بی خیال دنیا ، نا امید از مردم
من همینم یادی از نفس افتاده
با پری خون آلود در قفس افتاده
عطر آوازم را می تکانم در باد
خسته ام از دیوار ، خسته از فریاد
من همینم بی تو ، آرزویی ناچار
تکه ابری تنها ، سنگی از یک دیوار
ساده باشم یا نه وقتی آدم تنهاست
بی تو بودن دشوار با تو بودن رویاست
بی تو سرگردانم در مداری گمنام
می گریزم از خود .... عاشقی نا آرام
گزارش تصویری / کویر بافق
| یزد - خبرگزاری مهر: کویر بافق در ده کیلومتری شهرستان بافق در استان یزد قرار دارد که از جاذبه های دیدنی این شهرستان می باشد. | |
عکس/ مجید عسگری پور
|
تحقیر صدام توسط خلبانان ایرانی

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:
به هر خلبان ایرانی که به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود- حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد
...
و 150 دقیقه بعد از مصاحبه صدام-عباس دوران و حیدریان و علیرضا یاسینی- نیروگاه بصره را بمباران کردند.
با این عملیات جواب گستاخی صدام داده شد و در حقیقت خود صدام تحقیر شد .
غروب همان روز خبرنگار رادیو بی بی سی اعلام کرد:
- من امروز با آقای صدام حسین رئیس جمهور عراق، مصاحبه داشتم و ایشان با اطمینان خاطر از دفاع قدرتمند هوایی خود در راه محافظت از نیروگاه ها، تاسیسات و دیگر منابع اقتصادی عراق در برابر حملات و تهاجم خلبانان ایرانی سخن می گفت. ولی من هنوز مصاحبه او را تنظیم نکرده بودم که نیروی هوایی ایران نیروگاه بصره را منهدم کرد. اینک جنوب عراق در خاموشی فرو رفته و چراغ قوه در بازارهای عراق بسیار نایاب و گران شده است چون با توجه به خسارات وارد به نیروگاه، تا چند روز آینده برق وصل نخواهد شد.
سپس این خبرنگار با لبخندی تمسخر آمیز گفت:
- البته هنوز فرصتی پیش نیامده که من از صدام حسین سوال کنم چگونه جایزه خلبانان ایرانی را تحویل خواهند داد ؟
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم

بدینوسیله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم
و مسئولیتهای یک کودک هشت ساله را قبول می کنم.
می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم
و فکر کنم که آنجا یک رستوران پنج ستاره است.
می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است،
چون می توانم آن را بخورم!
می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم
و با دوستانم بستنی بخورم .
می خواهم درون یک چاله آب بازی کنم
و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می خواهم به گذشته برگردم،
وقتی همه چیز ساده بود،
وقتی داشتم رنگها را،
جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را
یاد می گرفتم،
وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم
و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .
می خواهم فکر کنم که دنیا چقدر زیباست
و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است
و می خواهم که از پیچیدگیهای دنیا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جریمه و ...
می خواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم،
به یک کلمه محبت آمیز،
به عدالت،
به صلح،
به فرشتگان،
به باران،
و به . . .
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .
کدام آنتی ویروس مناسب تر است ؟

معمولا ویروس ها وقتی در رایانه جا خوش می کنند دیگر به این راحتی ها نمی شود بیرونشان کرد. از این رو بعد از مدتی مجبور به تعویض سیستم عامل رایانه و احتمالا از دست دادن اطلاعات عزیزتان خواهید شد. پس سعی کنید به پیشگیری بیاندیشید که خیلی بهتر از درمان است!
اگر از برخی کاربران رایانه درباره وابستگیشان به این دستگاه سوال کنید، بی گمان پاسخ می دهند: این کامپیوتر به جانم بسته است و قطعا دلبستگی به رایانه بیشتر مربوط به محتویات و نرم افزارهایش است تا ظاهر و سخت افزارش.
بسیاری از ما اطلاعاتی در رایانه شخصی خود داریم که علایق، سلایق و گاهی خاطرات ما را در بر می گیرند. از این رو از دست دادن آنها همیشه برایمان ناگوار خواهد بود. چه بسا امکان ندارد شما یک کاربر چندینن و چند ساله رایانه باشید و تا کنون این بلا سرتان نیامده باشد. گاه و بیگاه چه از طریق اینترنت و چت و سایت های آلوده و چه از طریق فلش مموری و سی دی و دی وی دی، ویروس و تروجان های مختلفی به رایانه شما نفوذ کرده و به هزار و یک ترفند اعصاب شما را به هم میریزند.
کپی شدن بی هدف چندین هزار new folder، حذف یا مخفی شدن فایل ها، ری استارت بدون اجازه رایانه، پایین آمدن سرعت سیستم عامل و... همه و همه کار این ویروس های موذی است که وقتی به جان سیستمات افتادند، حسابی از خجالتش در می آیند.
معمولا ویروس ها وقتی در رایانه جا خوش می کنند دیگر به این راحتی ها نمی شود بیرونشان کرد. از این رو بعد از مدتی مجبور به تعویض سیستم عامل رایانه و احتمالا از دست دادن اطلاعات عزیزتان خواهید شد. پس سعی کنید به پیشگیری بیاندیشید که خیلی بهتر از درمان است!
در اینجا قصد داریم برخی نرم افزار های حفاظتی که به شما در صیانت از اطلاعاتتان کمک می کنند را معرفی کنیم تا دیگر دچار چنین مشکلی نشوید.
اولین و مهمترین نکته این است که نرم افزار های امنیتی چند نوع مختلف دارند.
1- آنتی ویروس، تروجان و مالویر
2- برنامه های ضد جاسوسی یا anti spyware
3- دیوار آتش یا فایروال
4- نرم افزارهای امنیت اینترنتی (internet security)
شرکتهای تولید کننده، نرم افرار های امنیتی خود را به این شکل دسته بندی می کنند. یعنی برای هر کدام از این موارد امنیتی نرم افزاری متفاوت طراحی می کنند. رقابت شرکت های تولید فناوری در زمینه نرم افزارهای امنیتی بسیار حساس و تنگاتنگ بوده و تعداد زیادی از این برنامه ها با نام های مختلف در بازار پیدا می شوند. ویژگی های این محصولات نیز تفاوت های بسیاری با هم دارند چه از نظر حجم و سرعت، و چه از نظر کارایی. برخی از بهترین و پر طرفدارترین این برند ها عبارتند از:
mcafee
ممکن نیست اسمش را نشنیده باشید. این برنامه پیر و پدر تمام آنتی ویروس هاست. یک نرم افزار بی اعصاب که وقتی یک ویروس به پستش بخورد از بنیان (یعنی با خود فایل و آن برنامه بی نوایی که آلوده شده) نابودش می کند. البته جدیدا این مشکلش رفع شده و فقط خود ویروس ها را پاک می کند. مک کافی رایانه شما را به یک پادگان نظامی بدل می کند و واقعا حواسش به همه چیز هست.
Nod 32
به گفتهی برخی از کارشناسان، برترین نرم افزار امنیتی دنیا محسوب می شود چرا که حجم بسیار کمی داشته و با حداقل سخت افزار کنار می آید. به روزرسانی بی دردسری دارد و قطعا با یک بار اسکن رایانه شما را در برابر همه اطلاعاتتان رو سفید می کند. در یک جمله می توان گفت: nod 32 یک آچار فرانسه تمام عیار برای رایانه شماست.
Avast
نسخه امنیت اینترنتی اش خوب عمل می کند. از ویژگی های مهم این برنامه حافظت از نرم افزار های P2P و نرم افزار چت و پیام رسان مثل یاهو مسنجر و همچنین قابلیت مراقبت اولیه از کامپیوتر شما در شبکه اینترنت است. به همین خاطر به درد کاربرانی می خورد که زیاد از ایمیل و صفحات وب استفاده می کنند، از خرید اینترنتی خوششان می آید و یا با بانک های آنلاین سر و کار دارند.Avast دارای هسته ای قدرمتند است که به موتور جستجو اجازه را می دهد ویروس ها و دیگر فایل های مخرب را به خوبی شناسایی و از یبن ببرد.
avira
یک چتر معروف! این نرم افزار نصب راحت و بی دردسری دارد. سبک است و پشتیبانی کامل از نوت بوک ها حتی پشتیبانی از سیستم های قابل حمل با حافظه بسیار کم از نکات قوت آن است. بسیار پیش می آبد که هنگام نسب یا ورود به یک بازی رایانه ای آنتی ویروس شما گاه و بی گاه هشدار هایی مبنی بر خطرناک بودن آن بازی برایتان نمایش می دهد که واقعا اعصاب خردکن هستند. آویرا یک آپشن بدردبخور دارد به نام Game Mode که برای تعلیق هشدارهای غیر ضروری در حین بازی های کامپیوتری است.
راستی اگر از شبکه های عمومی WiFi استفاده می کنید، موزیک و ویدئو دانلود می کنید و آنها را با دیگران به اشتراک می گذارید، Avira می تواند انتخاب خوبی باشد.
kaspersky
یکی از قدیمی ترین نرم افزارها است که از سالها قبل تا کنون توانسته قدرت مانور خود را در حد استاندارد نگه دارد. یکی از بهترین و قدیمی ترین ویژگی های این آنتی ویروس، اسکن سریع فایل ها است. kaspersky بهترین پیشنهاد برای لپ تاب و تبلت به شمار می آید چرا که به دلیل داشتن حجم محدود، برای رایانه های پرتابل مناسب تر است. کاسپراسکای قابلیت نصب روی سیستم های آلوده بدون دخالت کاربر را و پردازش Self Defense بهینه سازی شده را تیز داراست.
Norton
خوراک آنهایی است که زیاد از نرم افزار و برنامه سر در نمی آورند. شیوه نصب ساده و بی دردسر و همچنین راحتی کار با این برنامه از ویژگی های اصلی نورتون است. نکنه دیگر این که بسیاری از این نرم افزارها پس از پیدا کردن ویروس دستور RESTART سیستم را می دهند تا بتوانند به طور کلی آن را از بین ببرند اما نورتون این مشکل را نداشته و پس از پیدا کردن ویروس همانجا کارش را یکسره می کند. تنها مشکل حجم زیاد است که ممکن است سرعت شما را کمی پایین بیاورد.
معروفترین مجردهای ایران
1. صادق هدایت
این نویسنده نام آشنای ایرانی هرگز ازدواج نکرد و درنهایت در سال ۱۳۳۱ دست به خودکشی زد .البته وی در دوران جوانی با دختری دوست بود به نام ترز . ترز همدم صمیمی هدایت در رنس، در زمان تحصیل هدایت در پاریس بوده است. پدر او در جنگ بین الملل اول در جبهه «مارینو» کشته شده بود و مادرش آرزو داشت دخترش با مرد دلخواه خود ازدواج کند و خوشبخت شود.صادق عاشق ترز بود ولی ترز خیانت کرد، به خاطر همین صادق برای خودکشی، خودش را در رودخانه ای که از زیر برج ایفل رد می شود انداخت . یعنی اولین خودکشی صادق عشقی بوده . از آنجایی که هدایت آدم فوق حساس و احساسی بوده نگاه بدی به جنس زن پیدا میکند که در داستان « زنی که مردش را گم کرد » کاملا مشهود است ، داستان را با جمله ی از کتاب فوق زیبای ” این چنین گفت زرتشت ” «نیچه» با مضمون ” به سراغ زنها که میروی تازیانه را فراموش مکن ” شروع میکند. شاید یکی از دلایلی که هدایت تا آخر عمرش مجرد ماند و هیچوقت ازدواج نکرد همین نگاه باشد.
۲٫ سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
پژوهشگر و نویسنده معاصر در سال ۱۳۰۰ ش. در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس علمیه تهران و مشهد آغاز کرد ، سپس به تهران رفت و در دبیرستان دارایی تحصیلات خود را پی گرفت. او تا مقطع لیسانس ادامه تحصیل داد ، سپس در سال ۱۳۲۹ به سوییس رفت و تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی و اجتماعی در ژنو تکمیل کرد. بعد از شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضا شاه ، استاد انجوی به فعالیت های سیاسی روی آورد و از حدود سال ۱۳۲۲ نیز فعالیت های مطبوعاتی خود را آغاز کرد. استاد انجوی شیرازی از چهل سالگی به کار گردآوری اسناد و حفظ و نگهداری روایات و میراث فرهنگی مردم پرداخت. . استاد انجوی شیرازی در شهریور ۱۳۷۲ ، در تهران درگذشت و در آرامگاه ابن بابویه به خاک سپرده شد.وی هرگز ازدواج نکرد اما دوستان زیادی داشت. او از آخرین دوستان صادق هدایت بود.
۳٫ علی اکبر دهخدا
از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده است. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی استاد دهخدا هستند. دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسوی هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوی به فارسی او نیز هم اکنون در دست چاپ می باشد.دهخدا علاوه بر این که دانشمند و محقق بزرگی بود مبارز جدی و کوشایی نیز در انقلاب مشروطه محسوب می شد. او مبارزه را نیز از راه نوشتن ادامه می داد و مطالب خود علیه رژیم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافیل که از روزنامه های پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ می کرد.علی اکبر دهخدا در حدود سال ۱۲۹۷ هـ. ق (۱۲۵۷ خورشیدی) در تهران متولد شد. او اصالتا قزوینی بود.
۴٫ میرزاده عشقی
شاعر و روزنامه نگار معاصر نامش « سید محمد رضا » فرزند « حاج سید ابوالقاسم کردستانی » و در تاریخ دوازدهم جمادی الآخر سال ۱۳۱۲ هجری و قمری مطابق ۱۲۷۲ خورشیدی وسال ۱۸۹۳ میلادی در شهر همدان متولد شده است و در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ به دست عوامل رضاخان کشته شد .عشقی اخلاقا آدمی خوش مشرب ، نیکو خصال وبه مادیات بی اعتنا بود، زن وفرزندی نداشت ، با کمکهای پدری ، خانواده ، یاران و آزادیخواهان و بالاخره از درآمد نمایش های خود گذران می کرد. در آخرین کابینه نخست وزیری « مرحوم حسن پیرنیا ، مشیرالدوله » از طرف وزارت کشور به ریاست شهرداری اصفهان انتخاب گردید اما نپذیرفت.
۵٫ سهراب سپهری
شاعر و نقاش نام آشنای معاصر در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در شهر کاشان به دنیا آمد. سپهری در سال ۱۳۵۷ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال ۱۳۵۸ برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست. وی در طول زندگی ۵۲ساله خود همسری اختیار نکرد.
۶٫ کلنل محمدتقی خان پسیان
از نظامیان دوره قاجار و از مبارزان علیه استعمار در تاریخ معاصر است .محمد تقی پسیان نه تنها صاحب قلم و دارای قریحه هنری و ذوق ادبی بود بلکه نخستین هوانورد ایرانی است که در کشور آلمان ۳۳ بار به هوانوردی پرداخته و میخواست این هنر را در ایران به جوانان آموزش دهد.وی در سال ۱۲۷۰در تبریز متولد و در سال ۱۳۰۰ در قوچان کشته شد و قبر وی در آرامگاه نادرشاه در مشهد قرار دارد .باید اذعان کرد اگر چه کلنل ازدواج نکرد ولی به روایت اسناد روابط فعالی با خانمهای خارجی داشت. یکی از شواهد در مورد زمانیست که در آلمان زندگی می کرد با یک زن آلمانی بنام کنایر آشنا شد و او را بعنوان استاد موسیقی خود معرفی می کند و حتی تازمان قیام و حکومت خراسان نامه هایی بین او و خانم کنایر رد و بدل می شود.
۷٫ محمد فرخی یزدی
شاعر مبارز معاصر در سال ۱۲۶۷ شمسی مصادف با ۱۳۰۶ه.ق در یزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتی را در آن شهر فرا گرفت. فرخی از همان کودکی رنج وسختی را حس کرد و از نزدیک سختی و رنج اطرافیان خود را دید و بر اثر این رنجها بود که روحیه انقلابی در وی پدیدار گردید و چون ذوق سرشاری به شعر داشت افکار انقلابی خود را به نظم کشید. فرخی در اوایل پیدایش مشروطیت و تشکیل حزب دموکرات ایران از دموکرات خواهان یزد گردید و در نتیجه سرودن اشعار انقلابی حاکم یزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند و این نمونه ای از جناینکاریهای دوران استبداد بود. او به اتهام توهین به خانواده سلطنتی دستگیر شد و به زندان افتاد و سر انجام در ۲۵ مهرماه سال ۱۳۱۸ شمسی به دستور رضاشاه در زندان شهربانی به وسیله آمپول هوا کشته شد که از مدفنش نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. فرخی نیر متاهل نبود و بدون فرزند از دنیا رفت.
۸٫ جهانگیرخان قشقایى
در سال ۱۲۴۳ ه.ق. در خانوادهاى تحصیل کرده به دنیا آمد. او ، فرزند محمد علی خان ایلخانی از بزرگ زادگان ایل قشقایی است. وی فقیه، فیلسوف و شاعر شیعی، و پدرش از خان های تیره ی دره شوری ایل قشقایی بود. تا چهل سالگی چون دیگر خان ها، اوقات خود را تفریح و تفرج و شکار گذرانید. (باستانی پاریزی، ص ۴۱۰) روزی گذرش به مدرسه ی چهارباغ افتاد و در ملاقات با درویشی، شوق تحصیل در دلش شعله کشید. او در علوم عقلی به جایی رسید که عالمان وقت به شاگردی اش مباهات می کردند. وی متخصص در علوم فلسفه، فقه، و اخلاق بود، و شعر نیز می سرایید. شاگردان او، فاضل تونی، سید حسن مشکان طبسی، شیخ اسدالله ایزد گشسب، فرصت الدوله شیرازی، ضیاءالدین دری، حاج آقا رحیم ارباب و جلال الدین همایی بودند. جهانگیر خان در اثر بیماری در اصفهان در گذشت و در تکیه ی ترک به خاک سپرده شد. آثار که از او به جای مانده، شرحی بر نهج البلاغه است. وی نیز ازدواج نکرد و همسری نداشت .آیت اللَّه جهانگیرخان در ۸۵ سالگى، رمضان سال ۱۳۲۸ ه.ق. در اصفهان فوت کرد.































